دانلود بازی اندروید یولو YOLO
دانلود بازی اندروید یولو YOLO
شهریور ۷, ۱۳۹۹
آمار و ارقام مختلف فروش بازی‌ها و کنسول‌ها در ژاپن
آمار و ارقام مختلف فروش بازی‌ها و کنسول‌ها در ژاپن به پیشتازی نینتندو اشاره دارد
شهریور ۷, ۱۳۹۹

۱۰ دروغ بزرگ که باعث می‌شوند ۱۰ بازی فوق العاده را از دست بدهید

۱۰ بازی فوق العاده

دنیای بازی ها پر است از دروغ و اراجیف و حرف های مضحک که حتی منتقدین هم دیگر زیاد می گویند چه برسد به کاربران. حرف ها و نظرات افراد افراطی که خدا نکند با یک چیزی مشکل داشته باشند و دشمن شوند، دیگر تا ابد ذهن تک بعدیشان نمی تواند غیر از آن را قبول کند. مثال بارزش هم دشمنان بی منطق و کوته فکر یوبیسافت که چون فلان بازی این شرکت زمان عرضه باگ داشته است تا ابد دیگر هر بازی این شرکت را بدون این که جلدش را از نزدیک دیده باشند می کوبند (از نظر شخصی من اصلا لیاقت بازی های این شرکت را ندارند) و ذهن افراطی و کینه ای آنها نمی تواند دیگر چیزی غیر از این را قبول کند. همه ی ما بارها از این قبیل حرف ها و دروغ ها شنیده ایم که در مجامع بازی یک کلاغ و چهل کلاغ شده اند، هر کسی هم می رسد یک چیزی می گذارد رویش و می دهد دست بعدی تا نهایتا یک دروغ بزرگ درست شود که ذره ای هم با واقعیت همخوانی ندارد و خیلی وقت ها باعث می شود بسیاری از بازیبازان سراغ برخی بازی های عالی و جذاب نروند. امروز دقیقا دست گذاشته ام روی ۱۰ تا از این دروغ های بزرگ که در مورد ۱۰ بازی جذاب و باکیفیت یک کلاغ و چهل کلاغ شده اند و آن قدر دهان به دهان چرخیده اند که باعث شده اند از فلان بازی جذاب یک هیولا خلق شود که کلا غیر قابل بازی است و خیلی ها به همین خاطر سراغش نرفته اند. البته خب این مقاله نظر بنده است و شاید برخی از شما با این لیست موافق نباشید و یا شاید فکر کنید برخی از اینها دروغ نیستند. بالاخره نظر هر کسی محترم است ولی این مقاله ی من و نظر بنده است که مطالعه می فرمایید. پس اگر تا اینجا با من همراه بوده اید از شما دعوت می کنم که در ادامه ی مطلب “۱۰ دروغ بزرگ که باعث می‌شوند ۱۰ بازی فوق العاده را از دست بدهید” با من و وبسایت ایکس باکس سنتر همراه باشید. امیدوارم که این مطلب باعث شود که شاید به سراغ برخی از این بازی ها که به خاطر این دروغ های بزرگ از دستشان داده اید بروید و یک تجربه خوب داشته باشید.

۱۰ – World of Warcraft فقط Grinding است

خب معلوم است که اساس و پایه ی عناوین MMO در واقع Grinding است ولی این که بخواهیم بگوییم کل بازی فقط و فقط همین است واقعا مسخره است، تازه آن هم در مورد چه بازی! World of Warcraft! یکی از برترین های تاریخ. مگر ۱۶ سال حکومت بر یک سبک و یک ژانر شوخی است؟ مگر می شود بازی در سال ۲۰۰۴ منتشر شده باشد و هنوز که هنوز است آن قدر طرفدار دارد و سرورهای آن از خیلی از بازی های روز شلوغ تر هستند؟ خیلی مسخره است که بخواهیم با یک دلیل مثل این که “World of Warcraft فقط Grinding است” بگوییم این بازی را نباید تجربه کرد. باز مثلا اگر بگوییم این بازی را نباید بازی کرد چون معتادت می کند و زندگی ات را عوض می کند، یک چیزی، ولی دلیل مسخره ای که در کل در مورد تمام بازی های MMO صدق می کند نمی تواند دلیل بر بازی نکردن این عنوان شاهکار MMORPG باشد. عنوانی که آن قدر بزرگ است که کسانی که حتی آشنایی کمی هم با بازی های رایانه ای ندارند نام World of Warcraft را شنیده اند. بد نیست تا کمی بیشتر در مورد این عنوان با شما صحبت کنیم تا بیشتر بدانید که این بازی چه غولی در دنیای بازی هاست!

خیلی مسخره است که بخواهیم با یک دلیل مثل این که “World of Warcraft فقط Grinding است” بگوییم این بازی را نباید تجربه کرد. باز مثلا اگر بگوییم این بازی را نباید بازی کرد چون معتادت می کند و زندگی ات را عوض می کند، یک چیزی، ولی دلیل مسخره ای که در کل در مورد تمام بازی های MMO صدق می کند نمی تواند دلیل بر بازی نکردن این عنوان شاهکار MMORPG باشد. عنوانی که آن قدر بزرگ است که کسانی که حتی آشنایی کمی هم با بازی های رایانه ای ندارند نام World of Warcraft را شنیده اند

World of Warcraft که در سال ۲۰۰۴ توسط بلیزارد منتشر گردیده است تا به امروز و بعد از ۱۶ سال همچنان بازیبازان بیشماری در دنیا مشغول تجربه آن هستند و با پشتیبانی فوق العاده بلیزارد و عرضه انواع و اقسام بسته های الحاقی هنوز هم به مانند یک بازی کاملا جدید به نظر می رسد. جالب است که تعداد بازیبازان این سری افسانه ای بعد از ۱۶ سال همچنان از بسیاری از عناوین روز دنیا که موفق هم عمل کرده اند، بیشتر است و طرفداران سرسخت و بسیار متعصب خود را داراست. World ofدر سال ۲۰۱۵ بلیزارد تعداد بازیبازان این عنوان را بیش از ۵٫۵ میلیون نفر در سطح جهان اعلام کرد و این بازی به عنوان بیشترین تعداد بازیباز در بین بازی های MMORPG شناخته می شود و همین دلیل کافی است تا بدانیم اعتیادآورترین بازی تاریخ همین عنوان لعنتی است که به قدری شاهکار است که هیچ وقت تمام نمی شود و شاید ۱۶ سال بعد بگوییم ورلد او وارکرفت ۳۲ سال است که دارد می درخشد و خاموش هم نمی شود. همچنین یک آمار جالب از بلیزارد در سال ۲۰۱۴ اعلام شد که حاکی از وجود بیش از ۱۰۰ میلیون اکانت ساخته شده در طول سال ها برای این بازی بود که یک عدد خیره کننده و شگفت انگیز است. Warcraft چهارمین بازی منتشر شده بود که در دنیای فانتزی وارکرفت واقع می شود، دنیایی که در سال ۱۹۹۴ توسط Warcraft: Orcs & Humans معرفی شده بود.

World of Warcraft در تاریخ صنعت و هنر بازی های رایانه ای، جزو عجایب محسوب می گردد و می تواند کاری کند تا شما مدت ها و مدت ها و البته در مورد این بازی بهتر بگویم سال ها و سال ها بدون توجه به ساعت و گذشت زمان پای آن بنشینید و مدام بازی کنید و قید خیلی کارهای خود را بدون حتی لحظه ای خستگی بزنید و مدام بیشتر در دل این شاهکار غرق شوید. در حقیقت شاید باید گفت تنها راه فرار از اعتیاد به این بازی، کلا سراغ آن نرفتن و آشنا نشدن با آن است! پس اگر نمی خواهید که این بازی بی نظیر که امتیاز رویایی ۹۳/۱۰۰ را در اختیار دارد بازی نکنید عیبی ندارد ولی لطفا دلیل چرت و پرت برای آن نیاورید و ایراد را گردن بازی نیاندازید!

World of Warcraft در دنیای آزراث اتفاق می افتد و وقایع ۴ سال بعد از  Warcraft III: The Frozen Throne را دنبال می کند در طول سال ها بسته های الحاقی بسیار زیادی با کیفیت بالا برای این بازی منتشر شده اند که این عنوان را به روز نگاه داشته و کیفیت آن را ارتقا داده اند. اولین این بسته های الحاقی The Burning Crusade بود که در سال ۲۰۰۷ منتشر شد، سپس Wrath of the Lich King در سال ۲۰۰۸، Cataclysm در سال ۲۰۱۰،  Mists of Pandaria در سال ۲۰۱۲، Warlords of Draenor در سال ۲۰۱۴ و Legion در سال ۲۰۱۶ و نهایتا Battle for Azeroth در سال ۲۰۱۸ برای این بازی عرضه شدند.  World of Warcraft در تاریخ صنعت و هنر بازی های رایانه ای، جزو عجایب محسوب می گردد و می تواند کاری کند تا شما مدت ها و مدت ها و البته در مورد این بازی بهتر بگویم سال ها و سال ها بدون توجه به ساعت و گذشت زمان پای آن بنشینید و مدام بازی کنید و قید خیلی کارهای خود را بدون حتی لحظه ای خستگی بزنید و مدام بیشتر در دل این شاهکار غرق شوید. در حقیقت شاید باید گفت تنها راه فرار از اعتیاد به این بازی، کلا سراغ آن نرفتن و آشنا نشدن با آن است! پس اگر نمی خواهید که این بازی بی نظیر که امتیاز رویایی ۹۳/۱۰۰ را در اختیار دارد بازی نکنید عیبی ندارد ولی لطفا دلیل چرت و پرت برای آن نیاورید و ایراد را گردن بازی نیاندازید!

۹ – DMC Devil May Cry یک بازی ضعیف است

یکی از مزخرف ترین حرف هایی که در زندگی ام شنیده ام. بله من هم قیافه دانته و موهای سیاه و استایل زندگی نمایش داده اش در بازی DMC Devil May Cry را نمی پسندم ولی چه ربطی به این اراجیف دارد که یکی از خوش ساخت ترین هک اند اسلش های نسل هفتم و هشتم که توسط نوابغ امتحان پس داده ی نینجا تئوری خلق شده ست را یک بازی ضعیف و بیخود قلمداد کنیم؟ خب باشد، اصلا این بازی دانته اش دانته نیست و در خیلی موارد از ریشه ها فاصله گرفته ولی نهایتا هم داستانش عالی است و به زیبایی داستان آغاز دشمنی دو برادر را روایت می کند، هم گرافیک و طراحی، هم موسیقی و صداگذاری و هم از همه مهم تر گیم پلی فوق العاده جذاب و معرکه و سریعی بر اساس کمبوهای بیشمار دارد که یکی از بهترین ها در کل سری دویل می کرای است و از نظر گیم پلی یک دویل می کرای کامل است.

یکی از مضخرف ترین حرف هایی که در زندگی ام شنیده ام. بله من هم قیافه دانته و موهای سیاه و استایل زندگی نمایش داده اش در بازی DMC Devil May Cry را نمی پسندم ولی چه ربطی به این اراجیف دارد که یکی از خوش ساخت ترین هک اند اسلش های نسل هفتم و هشتم که توسط نوابغ امتحان پس داده ی نینجا تئوری خلق شده ست را یک بازی ضعیف و بیخود قلمداد کنیم؟

ریسک کردن بر روی واگذاری ساخت نسخه جدید فرنچایزی شاهکار و بسیار پرطرفدار مانند Devil May Cry از سوی کپکام سبب شد تا روح تازه ای در کالبد این سری دمیده شود و با این که خیلی ها از ظاهر دانته و … راضی نبودند ولی بازی DmC: Devil May Cry یک عنوان موفق و فوق العاده جذاب بود که بی شک از برترین هک اند اسلش های نسل هفتم و هشتم به حساب می آید و آن قدر هم تحسین شد و فروش خوبی داشت که بتوانیم از این تصمیم کپکام به عنوان یک ریسک کاملا موفق یاد کنیم و البته برگ زرین دیگری را نیز در کارنامه استودیو دوست داشتنی و توانمند نینجا تئوری ثبت نماییم تا بعد از این بازی شاهکار هل بلید را خلق نمایند. موفقیت بازی DmC: Devil May Cry به حدی بود که با ورود به نسل هشتم و موج شدید ساخت بازی های نسل هفتم به صورت ریمسترد شده برای نسل هشتم و سودی کلان به جیب زدن، کپکام نیز سوار این موج شود و قصد کند تا نسخه ریمستر شده این بازی را منتشر نماید و خوشبختانه این تصمیم را نیز عملی کرد تا عنوان DmC: Devil May Cry Definitive Edition خلق یا بهتر است بگوییم ریمستر شود.

در عنوان زیبای DmC: Devil May Cry و نسخه نسل هشتمی آن یعنی DmC: Devil May Cry Definitive Edition شاهد این هستیم که چگونه دشمنی بین دو برادر آغاز می شود و از برادری به کینه و جنگ می رسد. همه چیز در این بازی که امتیاز متای عالی ۸۶/۱۰۰ را کسب نموده داد می زند که باید آن را تجربه کنید و خودتان را از این بازی بی نظیر محروم نکنید. قیافه ی دانته و رنگ مو که نشد دلیل بازی نکردن!

در بازی شاهد حضور شخصیت همیشه محبوب و خوش تیپ این سری یعنی دانته بودیم که از برترین شخصیت های تاریخ بازی های رایانه ای به حساب می آید و البته این بار تا آخر بازی برادرش یعنی Vergil هم کنار ما حضور داشت و در واقع نوعی پیش در آمد بر سری و رابطه این دو برادر را شاهد بودیم. قطعا می دانید که یکی از آن آنتاگونیست هایی که از تعداد زیادی از شخصیت های مثبت محبوب، بسیار بسیار محبوب تر است و تاثیر گذاری زیادی را در تاریخ بازی های رایانه ای بر روی بازیبازان و این هنر و صنعت برجای گذاشته است. همین Vergil است که در عنوان زیبای DmC: Devil May Cry و نسخه نسل هشتمی آن یعنی DmC: Devil May Cry Definitive Edition شاهد این هستیم که چگونه دشمنی بین این دو آغاز می شود و از برادری به کینه و جنگ می رسد. همه چیز در این بازی که امتیاز متای عالی ۸۶/۱۰۰ را کسب نموده داد می زند که باید آن را تجربه کنید و خودتان را از این بازی بی نظیر محروم نکنید. قیافه ی دانته و رنگ مو که نشد دلیل بازی نکردن!

۸ – MineCraft برای بچه هاست

آهان چون ظاهرش کارتونی و پیکسلی است و خیلی از بچه ها آن را دوست دارند، دیگر MineCraft مناسب شما بزرگسال خفن و خیلی عاقل و بالغ نیست؟ دست بردارید از این حرف های عجیب و غریب. یک دهه گذشته است و هنوز که هنوز است تب این بازی نخوابیده است و همه از بزرگ و کوچک گرفته دارند آن را تجربه می کنند آن وقت شما فکت صادر می کنی که این بازی برای بچه هاست؟ من اصلا از این بازی خوشم نمی آید و آن را غیر از چند ساعت بازی نکرده ام. چون به سلیقه ام من نمی خورد و از این بازی خوشم نمی آید. ولی چه ربطی دارد به این که MineCraft برای بچه هاست!بد نیست تا کمی بیشتر در مورد این بازی صحبت کنیم. سال ۲۰۰۹ بود که عنوانی سندباکس به نام Minecraft که در ابتدا تنها توسط بازیسازی سوئدی به نام Markus “Notch” Persson سپس به طور کامل توسط استودیو Mojang ساخته شده بود، توسط این سازنده منتشر گردید و و باید بگویم به عجیب ترین و عظیم ترین و شگفت انگیز ترین و غیر منتظره ترین شکل ممکن دنیای بازی های رایانه ای را منفجر کرد، بدجوری هم منفجر کرد.

آهان چون ظاهرش کارتونی و پیکسلی است و خیلی از بچه ها آن را دوست دارند، دیگر MineCraft مناسب شما بزرگسال خفن و خیلی عاقل و بالغ نیست؟ دست بردارید از این حرف های عجیب و غریب. یک دهه گذشته است و هنوز که هنوز است تب این بازی نخوابیده است و همه از بزرگ و کوچک گرفته دارند آن را تجربه می کنند آن وقت شما فکت صادر میکنی که این بازی برای بچه هاست؟ من اصلا از این بازی خوشم نمی آید و آن را غیر از چند ساعت بازی نکرده ام. چون به سلیقه ام من نمی خورد و از این بازی خوشم نمی آید. ولی چه ربطی دارد به این که MineCraft برای بچه هاست!

ناگهان این بازی چنان موفقیتی را کسب کرد که یکی یکی پشت سر هم شروع به شکستن رکوردها و … کرد و همین قدر بدانید که در مدرت کوتاهی پس از عرضه بازی، جناب Markus “Notch” Persson یک میلیاردر بود و خبر خرید خانه یا بهتر بگویم قصری عظیم توسط ایشان در سایت ها دست به دست می شد و همه از این موضوع شگفت زده بودند که چند عدد پیکسل چه کردند با زندگی این مرد. بازی از سوی منتقدان نیز با تحسین های زیادی مواجه شد و امتیاز متای ۹۳ را کسب نمود و همین قدر بگویم که تا فبریه سال ۲۰۱۷ تعداد ۱۲۱ میلیون نسخه از این بازی به فروش رفته بود!! بله، ۱۲۱ میلیون نسخه!! در سال ۲۰۱۴ بود که کمپانی مایکروسافت استودیو موجانگ و امتیاز Minecraft intellectual property را به قیمت ۲٫۵ بیلیون دلار خریداری کرد که نشان از ارزش بسیار بسیار بالای این عنوان و این فرنچایز دارد. بازی انواع و اقسام حالت های مختلف مانند creative mode و adventure mode را در خود داشت و البته بعدا بخش داستانی این بازی و استوری مد نیز برای آن ساخته و منتشر گردید. شاید به نوعی بشود گفت بازیبازان و مادسازان خلاق در دنیا تاکنون بسیاری از بازیهای بزرگ تاریخ را در دنیای ماین کرفت بازسازی کرده و ساخته اند و واقعا خبرها و ویدئوهایی که از این عنوان و کارهایی که افراد مختلف در دنیا با آن کرده اند واقعا عجیب و غریب است و نشان از بی نهایت اعتیادآور بودن این سری شاهکار دارد و باید خیلی خیلی مراقب باشید تا به ماین کرفت و جادوی آن معتاد نشوید زیرا شاید راه برگشتی نباشد!

خیلی جالب است که چند عدد پیکسل، مرز بین مولتی میلیاردر شدن و یک انسان معمولی ماندن، بودند، برای آقای Markus “Notch” Persson شده اما نه این که فکر کنید وی لیاقتش را نداشت. مهم پیکسل ها نیستند، مهم مغز و ذهن توانای این فرد بود که توانست با چند عدد پیکسل بزرگ یک برند جهانی و ابرشاهکار خلق کند و نشان دهد که نه گرافیک مهم است و نه خیلی چیزهای دیگر، بلکه تنها سرگرم کننده بودن مهم است و خلاقیت هنوز هم خریدار دارد. اگر به هر دلیلی مثل بنده با بازی ماین کرفت حال نمی کنید و از آن خوشتان نمی آید هیچ مشکلی نیست و ایرادی ندارد ولی لطفا خودتان را با دلایلی مثل “این بازی برای بچه هاست”  مسخره نکنید

جالب است بدانید که Minecraft دومین بازی پرفروش تاریخ است که تنها و تنها فرنچایز بی نظیر تتریس را بالاتر از خود می بیند. موفقیت بازی به حدی عظیم بود که تقریبا پلتفرمی وجود ندارد که سازندگان بازی را روی آن منتشر نکرده بودند و واقعا اگر می شنیدیم ماین کرفت برای ماشین حساب هم منتشر شده عجیب نبود! خیلی جالب است که چند عدد پیکسل، مرز بین مولتی میلیاردر شدن و یک انسان معمولی ماندن، بودند، برای آقای Markus “Notch” Persson شده اما نه این که فکر کنید وی لیاقتش را نداشت. مهم پیکسل ها نیستند، مهم مغز و ذهن توانای این فرد بود که توانست با چند عدد پیکسل بزرگ یک برند جهانی و ابرشاهکار خلق کند و نشان دهد که نه گرافیک مهم است و نه خیلی چیزهای دیگر، بلکه تنها سرگرم کننده بودن مهم است و خلاقیت هنوز هم خریدار دارد. اگر به هر دلیلی مثل بنده با بازی ماین کرفت حال نمی کنید و از آن خوشتان نمی آید هیچ مشکلی نیست و ایرادی ندارد ولی لطفا خودتان را با دلایلی مثل “این بازی برای بچه هاست”  مسخره نکنید.

۷ – داستان Half-Life 2 ناکامل و ناتمام است

طرف همچنان منتظر مانده که نسخه سوم  Half-Life بیاید و ۳ عنوان این سری را بازی نکرده چون فکر می کند داستان بازی ناقص و ناتمام مانده است! این دیگر چه دلیلی است؟ این که سازنده جا را برای ادامه داستان باز بگذارد اصلا دلیلی بر این نیست که در انتهای نسخه های قبلی یک نتیجه گیری و اصطلاحا Closure وجود نداشته است. اتفاقا داستان عنوان Half-Life 2 و اپیزود دوم آن خیلی هم کامل است. البته این را هم کتمان نمی کنم که والو هم مقداری گندش را در آورده است با این منتظر گذاشتن طرفدارانش. امیدواریم که روزی دوباره شاهد عنوانی جدید از این سری باشیم و یا لااقل همین عناوین قبلی را ریمیک کنند. گاهی فکر می کنم والو می ترسه که به این سری دست بزنه و خرابش کنه!!! یا شاید هم می ترسه بیافته بشکنه! شاید هم شمردن پول های استیم به گیب وقت بازیسازی نمی ده! چند وقت دیگه اگه گیب رییس جمهور آمریکا شد تعجب نکنید. اونجوری دیگه از استیم هم تحریم میشیم! در واقع مصداق بارز “کیفیت مهم است نه کمیتٰ” شرکت والو است! با این که کل بازی های این کمپانی روی هم تعدادشان به اندازه یک شرکت کوچک هم نیست ولی از مقالات برترین بازی ها گرفته تا برترین امتیازات و برترین گیم پلی و برترین روابط بین شخصیت ها و برترین شخصیت های منفی، همه و همه عناوین والو را نیز در بر می گیرند و بازی های این سازنده در تمامی این لیست های ۱۰ برتر و…  جای داشته و دارند.  در راس این عناوین نیز فرنچایز Half-Life قرار دارد که یک نماد برای بازی‌ های رایانه‌ ای به شمار می‌رود و شخصیت‌ ها و شخصیت‌ پردازی ‌آن‌ ها در این سری نیز یک الگو برای تمامی بازیسازان تا به امروز محسوب می‌ شود.

طرف همچنان منتظر مانده که نسخه سوم  Half-Life بیاید و ۳ عنوان این سری را بازی نکرده چون فکر می کند داستان بازی ناقص و ناتمام مانده است! این دیگر چه دلیلی است؟ این که سازنده جا را برای ادامه داستان باز بگذارد اصلا دلیلی بر این نیست که در انتهای نسخه های قبلی یک نتیجه گیری و اصطلاحا Closure وجود نداشته است. اتفاقا داستان عنوان Half-Life 2 و اپیزود دوم آن خیلی هم کامل است. البته این را هم کتمان نمی کنم که والو هم مقداری گندش را در آورده است با این منتظر گذاشتن طرفدارانش. امیدواریم که روزی دوباره شاهد عنوانی جدید از این سری باشیم و یا لااقل همین عناوین قبلی را ریمیک کنند. گاهی فکر می کنم والو می ترسه که به این سری دست بزنه و خرابش کنه!!! یا شاید هم می ترسه بیافته بشکنه! شاید هم شمردن پول های استیم به گیب وقت بازیسازی نمیده! چند وقت دیگه اگه گیب رییس جمهور آمریکا شد تعجب نکنید. اونجوری دیگه از استیم هم تحریم میشیم!

در واقع باید گفت در کمتر عنوانی تا به امروز شاهد داستانی و روایتی به این قدرت و شخصیت هایی مثل Alyx Vance و دکتر فریمن و دکتر wallath Breen هستیم. شخصیت پردازی در این سری یکی از ستون های اصلی موفقیت بازی به حساب می آید و برخی از برترین شخصیت های تاریخ را در بازی های هاف لایف تاکنون مشاهده کرده و با آنها رابطه برقرار کرده ایم، آن هم در قالب دکتر فریمن که از آنجایی که هیچ حرفی نمی زند به نوعی خود ما هستیم و دقیقا انگار ما هستیم که داریم با آلیکس و دیگر شخصیت های بازی رابطه برقرار می کنیم. علاوه بر گیم پلی فوق العاده عالی و خوش دست و جذاب در سری هاف لایف که هنوز هم که هنوز است تجربه آن کهنه نشده، شخصیت پردازی و روایت داستان نیز در این سری بی نظیر و در حد شاهکار است. رابطه بین دکتر فریمن و آلیکس در سری هاف لایف بدون شک یکی از دلایل اصلی موفقیت این عناوین به شمار می رود و به بهترین شکل در طول این سری، اساس و پایه این رابطه آرام آرام شکل گرفته و مدام عمیق تر می شود. همان طور که قبلا نیز در مطلب برترین روابط بین شخصیت ها در بازی های رایانه ای خدمت شما عرض کرده ام “در طول سری عشق این دو به یکدیگر همواره بیشتر و بیشتر می شود و در اپیزود دوم زمانی که آلیکس شدیدا زخمی شده است و دکتر فریمن با سختی و با دل و جرات فراوان کارهای لازم برای احیای او را انجام می دهد کاملا آشکار است که زندگی این دو نفر گویی برای همیشه به هم گره خورده است.

اگر فکر می کنید که داستان نسخه دوم Half-Life ناقص است و به این دلیل این سری را بازی نکرده اید لطفا بیش از این خود را به خاطر یک دلیل دروغین و مسخره معطل نکنید و تجربه ی یکی از برترین فرنچایزهای تاریخ را از دست ندهید

واقعا نمی توانم صبر کنم تا ببینم در Half Life 3 چه اتفاقی خواهد افتاد و این رابطه بی نظیر چگونه پیش رفته است و یا خواهد رفت.”حیف است که از بازی Half-Life 2: Episode Two حرف زده شود ولی اشاره ای به یکی از برترین شخصیت های مونث و برترین همراهان تاریخ بازی های رایانه ای یعنی Alyx نکنیم. شخصیتی که یک همراه و یار و همدم فوق العاده برای بازیباز و دکتر فریمن است و بی‌ شک یکی از ۳ شخصیت برتر مونث از لحاظ عمق شخصیت‌ پردازی در دنیای بازی‌ های رایانه‌ ای به حساب می‌ آید. وی دختری است بسیار بااراده، قوی، دارای ثبات شخصیتی بالا، مهربان و خوش‌ قلب که همواره می‌ دانید در بدترین و سخت‌ ترین شرایط می‌ توانید روی او حساب کرده و به وی اعتماد کنید. نوع شکل‌ گیری رابطه بین وی و دکتر فریمن در طول این سری بسیار جذاب و بی‌ نقص کار شده است و با اینکه دکتر گوردون فریمن در تمام سری Half Life حتی کلامی هم حرف نمی زند ولی کاملا در طول روند بازی می توان رشد یافتن و عمیق تر شدن احساس رابطه بین او و Alyx Vance را متوجه شد. زیرا که این خود شما هستید که در طول بازی آرام ارام به Alyx بیشتر و بیشتر علاقمند می شوید و رابطه تان با وی رشد می کند. شما دکتر فریمن هستید. در نهایت باید بگویم اگر فکر می کنید که داستان نسخه دوم Half-Life ناقص است و به این دلیل این سری را بازی نکرده اید لطفا بیش از این خود را به خاطر یک دلیل دروغین و مسخره معطل نکنید و تجربه ی یکی از برترین فرنچایزهای تاریخ را از دست ندهید.

۶ – Uncharted همان تومب ریدر با شخصیت اصلی مذکر است

یکی از آن مزخرفات عجیب و غریب که وقتی می شنوی شاخ در می آوری! طرف فتوا صادر می کند که “بله، نیتن دریک همان لارا کرافت مذکر و آنچارتد همان تومب ریدر است.” عزیز من دلیل نمی شود که چون هر دو پرچمداران سبک اکشن ماجرایی هستند کپی هم باشند. تعداد تفاوت های این دو سری آن قدر زیاد است که اصلا وقتی آن ها را بنویسید و بعد بخوانید تعجب خواهید کرد که چقدر این دو فرنچایز از هم متفاوت هستند. ناتی‌ داگ در نسل هفتم و با سری Uncharted فرنچایزی را خلق کرد که قدرت و شکوه یک نسل را برای سونی و پلی استیشن ۳ به همراه داشت. کمتر استودیویی می‌تواند عنوانی و فرنچایزی را خلق کند که یک‌ تنه فروش یک کنسول را کلی بالاتر ببرد. ۳ گانه‌ی سری Uncharted  شامل عناوین UNCHARTED 2: Among Thieves ,UNCHARTED: Drake’s Fortune و UNCHARTED 3: Drake’s Deception  هستند که توسط کمپانی سونی به ترتیب در سال های ۲۰۰۷ و ۲۰۰۹ و ۲۰۱۱ در دسترس علاقمندان قرار گرفتند.

یکی از آن مضخرفات عجیب و غریب که وقتی می شنوی شاخ در می آوری! طرف فتوا صادر می کند که “بله، نیتن دریک همان لارا کرافت مذکر و آنچارتد همان تومب ریدر است.” عزیز من دلیل نمی شود که چون هر دو پرچمداران سبک اکشن ماجرایی هستند کپی هم باشند. تعداد تفاوت های این دو سری آن قدر زیاد است که اصلا وقتی آن ها را بنویسید و بعد بخوانید تعجب خواهید کرد که چقدر این دو فرنچایز از هم متفاوت هستند

خلق این ۳ گانه‌ی جذاب و فوق العاده را ناتی داگ بر عهده داشت و در نسخه های بعدی نیز همین سازنده وظیفه ساخت این عناوین را برعهده داشته است. ۳ گانه‌ی سری Uncharted در طول  دو نسل برای پلتفرم های  پلی استیشن ۳ و پلی استیشن ۴ منتشر شده است. هر ۳ بازی UNCHARTED 2: Among Thieves ,UNCHARTED: Drake’s Fortune و UNCHARTED 3: Drake’s Deception موفق شدند تا مورد توجه افراد حاضر در صنعت بازی قرار گرفته و بازخوردهای فوق العاده مثبت و تحسین آمیزی را از سوی منابع و مراجع معتبر گیمینگ دریافت نمودند. این ۳ عنوان زیبا به ترتیب امتیازهای متای ۸۸ و ۹۶ و ۹۲ را در اختیار دارند که بیانگر کیفیت رویایی این ۳ گانه است. لازم به ذکر است که نسخه های پلی استیشن ۴ این سری در قالب مجموعه ارزشمند Uncharted: Nathan Drake Collection عرضه شدند که شامل ۳ گانه نسل هفتمی این فرنچایز است و یکی از ارزشمندترین کالکشن ها محسوب می شود.

در کل و از این همه عناوین آنچارتد که تا امروز عرضه شده است هرگز هیچ کدام مثل یک تومب ریدر نبوده اند و اصلا پایه و Base این سری از همه نظر با سری محبوب تومب ریدر متفاوت است. پس لطفا گول این حرف را نخورید که اگر از تومب ریدر خوشتان نمی اید حتما باید از آنچارتد هم بدتان بیاید چون اصلا اینطور نیست

در واقع بعد از ۳ گانه شاهکار نسل هفتم و ورود به نسل هشتم بازی ها، کاملا منطقی به نظر می رسید که سونی و ناتی داگ بخواهند کالکشن ۳ گانه ریمستر شده آنچارتد را برای نسل هشتم و کنسول پلی استیشن ۴ نیز عرضه نمایند و همین کار را نیز انجام دادند. در نسل هشتم نسخه چهارم این سری نیز عرضه شد و یک شاهکار دیگر را رقم زد و همچنین یک اسپین آف شجاعانه که برای اولین بار نیتن دریک را به عنوان شخصیت اصلی نمیدید این سری را ادامه دادند. حتما می دانید که یک نسخه نیز برای ویتا از این فرنچایز منتشر شده است که آن هم بهترین بازی ویتاست. در کل و از این همه عناوین آنچارتد که تا امروز عرضه شده است هرگز هیچ کدام مثل یک تومب ریدر نبوده اند و اصلا پایه و Base این سری از همه نظر با سری محبوب تومب ریدر متفاوت است. پس لطفا گول این حرف را نخورید که اگر از تومب ریدر خوشتان نمی اید حتما باید از آنچارتد هم بدتان بیاید چون اصلا اینطور نیست.

۵ – Dark Souls آن قدر سخت است که نمی توانید بازی کنید

این هم یکی از آن یک کلاغ چهل کلاغ هایی که آن قدر دهان به دهان شده و هر کسی رویش چیزی گذاشته که تبدیل به یک واقعیت برای خیلی ها شده است و حتی می ترسند دارک سولز را شروع کنند و هیچ اعتمادی به خودشان ندارند. باز خدا را شکر که در ایران و برای گیمرهای کشورم راهنماهای قدم به قدم عناوین این سری را قرار دادم تا برخی ترسشان بریزد و بروند سراغ این شاهکارها چون بدون استثنا تبدیل به یکی از بهترین خاطرات زندگیشان می شود. بله درست است که سری سولز بازی های سخت و هاردکوری هستند ولی اصلا و ابدا بی منطقه و بالانس نشده نیستند و کاملا می توانید با مقداری صبر و تلاش آن ها را تمام کنید و کلی لذت ببرید. شاید خود آقای میازاکی نیز باور نداشت که عناوینش تا این حد محبوب شوند و کلا باعث خلق یک زیرشاخه جدید نقش آفرینی شود، ولی اینطور شد و اعتماد سونی به میازاکی جواب داد تا این گونه آغاز سری سولز رقم بخورد. در واقع  سری عناوین Souls با Miyazaki از همان ابتدا و از زمانی که بازی Demon’s Souls ساخته شد پای در مسیر افسانه شدن نهاد، در مسیر جاودانه شدن. Miyazaki با این عنوان نشان داد “می‌توان” و “باید” گاهی خلاف جهت آب شنا کرد تا تاریخ‌ساز شد. Dark souls نشان داد که یک بازی می‌تواند به قدری شاهکار باشد که حتی اگر بارها و بارها و بارها کشته شوید و با یک باس شاید ۵۰ بار مبارزه کنید، باز هم چنان عاشق آن شوید که ۱۰ بار آن را به پایان برسانید.

این هم یکی از آن یک کلاغ چهل کلاغ هایی که آن قدر دهان به دهان شده و هر کسی رویش چیزی گذاشته که تبدیل به یک واقعیت برای خیلی ها شده است و حتی می ترسند دارک سولز را شروع کنند و هیچ اعتمادی به خودشان ندارند. باز خدا را شکر که در ایران و برای گیمرهای کشورم راهنماهای قدم به قدم عناوین این سری را قرار دادم تا برخی ترسشان بریزد و بروند سراغ این شاهکارها چون بدون استثنا تبدیل به یکی از بهترین خاطرات زندگیشان می شود. بله درست است که سری سولز بازی های سخت و هاردکوری هستند ولی اصلا و ابدا بی منطقه و بالانس نشده نیستند و کاملا می توانید با مقداری صبر و تلاش آن ها را تمام کنید و کلی لذت ببرید

Dark souls مفهوم “مرگ” در یک بازی ویدئویی را تغییر داد و آن را به مفهومی حتی شیرین که باید از آن هر بار درس گرفت تبدیل کرد. Dark souls سختی و چالش را در بازی‌های رایانه ای تبدیل به یک “ارزش” کرد که نه تنها عاملی بازدارنده برای بازیباز نیست بلکه کاملا نقشی تشویق کننده و پیش برنده را برای وی بازی می کند. با هر نسخه که از این عناوین منتشر شد شاهد پیشرفت بودیم و آرام آرام این سری تبدیل به یکی از تاثیرگذار‌ترین، پرطرفدارترین و جذاب‌ترین فرنچایز‌های سبک اکشن نقش‌آفرینی شد و امضای خاص خود را بر این صنعت بر جای گذاشت. سری Souls در واقع پرچم دار عناوین هاردکور در نسل‌های جدید بازی های ویدئویی است. Miyazaki خیلی ناگهانی و در حالی که کسی انتظار نداشت با سری Souls آمد و گفت “این بازی من است. بسیار سخت است. صدها بار خواهید مرد. همه چیز را با مردن از دست خواهید داد مگر دوباره به آن برسید. ذخیره‌های پشت سر هم وجود ندارد. خط سلامتی پر شونده نداریم، درجه سختی مختلف نداریم و تنها یک درجه سختی داریم و آن هم هاردکور است و اجباری. حالا می‌خواهید بخواهید و نمی‌خواهید به سراغ بازی های خودتان بروید.” سه گانه‌ی سری  Dark souls  شامل عناوین Dark Souls 2 ،Dark Souls و Dark Souls 3  هستند که توسط کمپانی Bandai Namco Entertainment به ترتیب در سال های ۲۰۱۱ و ۲۰۱۴ و ۲۰۱۶ در دسترس علاقمندان قرار گرفتند. خلق این ۳ گانه‌ی جذاب و فوق العاده را FromSoftware بر عهده داشت و در نسخه های بعدی نیز همین سازنده وظیفه ساخت این عناوین را برعهده داشته است. ۳ گانه‌ی سری  Dark souls در طول سالها برای پلتفرم های زیادی در دو نسل مختلف از جمله PlayStation 3, PC, Xbox 360, Xbox One و PlayStation 4 و Switch منتشر شده است.

هرگز گول این حرف ها را نخورید که دارک سولز آن قدر سخت است که نمی توانید بازی کنید. به خودتان اعتماد داشته باشید و سراغ این شاهکار بروید. بالاخره هر چه باشد پیام اصلی فرنچایز Dark souls درس گرفتن از شکست است، درس مقاومت در برابر سختی و دشواری، درس استقامت و صبر.

عناوین این سری در تمام زمینه‌ها، چه از نظر دنیای بازی، دشمنان و باس‌ها، طراحی منحصر به فرد و یونیکی دارند که تبدیل به برند خاص Dark Souls شده‌اند و به مانند یک کلاس آموزشی برای طراحان و سازندگانی که می‌خواهند عناوینی در این سبک و قالب بسازند عمل کرده و منبع الهامی بسیار با کیفیت محسوب می‌شود. هر ۳ بازی Dark Souls 2 ،Dark Souls و Dark Souls 3  موفق شدند تا مورد توجه افراد حاضر در صنعت بازی قرار گرفته و بازخوردهای فوق العاده مثبت و تحسین آمیزی را از سوی منابع و مراجع معتبر گیمینگ دریافت نمودند. این ۳ عنوان زیبا به ترتیب امتیازهای متای ۸۹ و ۹۱ و ۸۹ را در اختیار دارند که بیانگر کیفیت بسیار بالای این ۳ گانه است. در نهایت باید بگویم هرگز گول این حرف ها را نخورید که دارک سولز آن قدر سخت است که نمی توانید بازی کنید. به خودتان اعتماد داشته باشید و سراغ این شاهکار بروید. بالاخره هر چه باشد پیام اصلی فرنچایز Dark souls درس گرفتن از شکست است، درس مقاومت در برابر سختی و دشواری، درس استقامت و صبر.

۴ – No Man’s Sky تا همیشه ناقص و به درد نخور است

No Man’s Sky بازی خیلی خوبی است و از اولش هم بازی خوبی بود و هر چه زمان گذشت بهتر هم شد اما اشتباه بزرگ این بازی فقط و فقط وعده های بیش از حد بزرگ و اشتباه در معرفی بازی بود که آن قدر انتظار ها را بالا برد که اگر زمان عرضه این بازی کیفیت بی نظیری هم داشت باز هم خیلی ها را نا امید می کرد چه برسد به این که در زمان عرضه بازی مشکلات هم داشت علاوه بر محقق نشدن وعده های عجیب و غریب سازندگان. زمانی که جامعه گیم مدام و مدام برای یک بازی هایپ می شوند و پشت سر هم در مورد بی نظیر بودن بازی می شنوند که فلان عنوان قرار است انقلابی به پا کند و رقیبی ندارد و… آن وقت است که آن بازی در زمان انتشار کارش خیلی خیلی سخت تر از بقیه بازی ها می شود و باید پاسخگوی هایپ وحشتناکی که در بین بازیبازان سبب شده است باشد و انتظارات را برآورده کند. هایپ بسیار بالا و تاخیرهای بازی و طولانی تر شدن انتظار بازیبازان مزید بر علت شد تا انتظارات به صورت عجیب و غریبی از No Man’s Sky بازی بالا برود و بعد هم بسیاری را ناامید کند و عده زیادی حتی پول خود را پس بگیرند.

No Man’s Sky بازی خیلی خوبی است و از اولش هم بازی خوبی بود و هر چه زمان گذشت بهتر هم شد اما اشتباه بزرگ این بازی فقط و فقط وعده های بیش از حد بزرگ و اشتباه در معرفی بازی بود که آن قدر انتظار ها را بالا برد که اگر زمان عرضه این بازی کیفیت بی نظیری هم داشت باز هم خیلی ها را نا امید می کرد چه برسد به این که در زمان عرضه بازی مشکلات هم داشت علاوه بر محقق نشدن وعده های عجیب و غریب سازندگان. زمانی که جامعه گیم مدام و مدام برای یک بازی هایپ می شوند و پشت سر هم در مورد بی نظیر بودن بازی می شنوند که فلان عنوان قرار است انقلابی به پا کند و رقیبی ندارد و… آن وقت است که آن بازی در زمان انتشار کارش خیلی خیلی سخت تر از بقیه بازی ها می شود و باید پاسخگوی هایپ وحشتناکی که در بین بازیبازان سبب شده است باشد و انتظارات را برآورده کند

بازی No Man’s Sky که Hello Games وظیفه ساخت و توسعه آن را عهده دار بود، عنوانی در ژانر Open World Action-adventure survival به حساب می آید که در سال ۲۰۱۶ و سپس در سال ۲۰۱۸ برای پلتفرم های Playstation 4 و PC و ایکس باکس وان منتشر گردید. لازم به ذکر است که وظیفه انتشار این بازی را کمپانی های Hello Games و Sony بر عهده داشتند. No Man’s Sky پس از انتشار موفق شد تا بازخوردهای خوبی (البته اصلا در حد انتظار نبود) را دریافت نماید. No Man’s Sky نهایتا از مجموع نقد ها و نمرات خود، امتیاز متای ۷۱/۱۰۰ را کسب نمود و سپس با بهبودها و ارتقاهایی که بخود دید در نسخه ایکس باکس وان موفق به کسب امتیاز ۷۷ شد که بسیار قابل قبول تر است و البته  هنوز هم شاهد ارتقاها و بهبودهای بیشتری در این بازی هستیم. در این عنوان سوار بر سفینه‎ فضایی خود می ‎شوید و به کهکشان های به نظر بی ‎‎انتهای بازی سفر می ‎کنید که هر یک شامل تعداد بسیار زیادی سیارات مختلف برای کشف کردن و گشت و گذار کردن است. بافت گیاهی و حیات وحش هر سیاره با دیگری کاملا متفاوت است و به هیچ وجه ذهن و چشم گیمر را خسته نخواهد کرد. باید منابع مختلف را از سیارات مختلف جمع ‎آوری کنید و سفینه‎ خود را ارتقا دهید، با گشت و گذار در جهان بی انتهای بازی آیتم های مختلفی را به دست آورید و آن ‏‎‎ها را بفروشید تا پول بیشتری برای شخصی سازی سفینه‎‎ خود و سایر موارد به دست آورید. با موجودات مختلفی که در طی سفر خود با آن‎ ها روبرو می ‎شوید مبارزه کنید و جان سالم به در ببرید.

No Man’s Sky تبدیل به یک بازی پرمحتوا و قابل اتکا و بسیار جذاب شده است که کاملا ارزش تجربه کردن را داراست و حیف است اگر این بازی یونیک را بازی نکنید و گول این حرف را بخورید که چون این بازی زمان عرضه ناموفق بود دیگر تا ابد محکوم به موفق نبودن است و نباید آن را بازی کنید!

در کل، نقطه عطف این بازی گشت و گذار در جهانی بی ‎انتها و لذت بردن از زیبایی ‎های آن ‎هاست. No Mans Sky عنوانی است که آن قدر در نمایش ها و تریلرها عظیم و زیبا و بی نظیر بود که حتی مورد انتظارترین بازی سال نیز شد. انصافا دنیای بازی و محیط های بیشمار آن از لحاظ بصری و طراحی هنری و گونه های جانوری و پوشش گیاهی خارق العاده و بی نظیر بودند اما کمبود محتوا و فعالیت های مفید انگار بازی را کشته بود و به قول یکی از دوستان “No Mans Sky عنوانی است با عظمت اقیانوس ولی با عمق برکه” که دقیقا بهترین توصیف کوتاه از این عنوان است و همه چیز را در مورد بازی می گوید. عنوانی عظیم و بی نهایت زیبا از لحاظ بصری و هنری ولی فاقد عمق و فعالیت های جذاب برای انجام دادن در آن دنیای زیبا که انگار بازی را به نوعی شبیه به سفینه سواری در یک تور بازدید از کهکشان کرده بود! ا اما نکته اینجاست که اکنون اصلا و ابدا وضعیت بازی دیگر این طور نیست و No Man’s Sky تبدیل به یک بازی پرمحتوا و قابل اتکا و بسیار جذاب شده است که کاملا ارزش تجربه کردن را داراست و حیف است اگر این بازی یونیک را بازی نکنید و گول این حرف را بخورید که چون این بازی زمان عرضه ناموفق بود دیگر تا ابد محکوم به موفق نبودن است و نباید آن را بازی کنید!

۳ – Mass Effect Andromeda بدترین بازی ممکن است

بله Mass Effect Andromeda ضعیف ترین بازی مس افکت با فاصله ی زیاد است ولی برترین بازی نسل هشتم؟ بدترین بازی تاریخ؟ این بازی خیلی خیلی خیلی از این اراجیف فاصله دارد و اتفاقا یک بازی بسیار جذاب و لذتبخش است که اگر اسم مس افکت را یدک نمی کشید بازخوردهای بسیار بسیار بهتری را دریافت می کرد. بالاخره بایوویر نقش آفرینی ضعیفش هم یک سر و گردن از بازی های هم سبکش بهتر است و حتی وقتی الان دراگون ایج ۲ را بازی کنید که بدترین بازی سری است می بینید که بازی جذابی است و فقط با توجه به نام دراگون ایج ضعیف است. Mass Effect Andromeda هم دقیقا همین است و فقط با توجه به نام عظیم مس افکت ضعیف است وگرنه یک نقش آفرینی عالی و جذاب است.

بله Mass Effect Andromeda ضعیف ترین بازی مس افکت با فاصله ی زیاد است ولی برترین بازی نسل هشتم؟ بدترین بازی تاریخ؟ این بازی خیلی خیلی خیلی از این اراجیف فاصله دارد و اتفاقا یک بازی بسیار جذاب و لذتبخش است که اگر اسم مس افکت را یدک نمی کشید بازخوردهای بسیار بسیار بهتری را دریافت می کرد. بالاخره بایوویر نقش آفرینی ضعیفش هم یک سر و گردن از بازی های هم سبکش بهتر است و حتی وقتی الان دراگن ایج ۲ را بازی کنید که بدترین بازی سری است می بینید که بازی جذابی است و فقط با توجه به نام دراگون ایج ضعیف است. Mass Effect Andromeda هم دقیقا همین است و فقط با توجه به نام عظیم مس افکت ضعیف است وگرنه یک نقش آفرینی عالی و جذاب است

هر چه که باشد وجود نام شاهکار و خاطره انگیز Mass Effect بر روی یک بازی و نام بایوویر کافیست تا بدانیم این بازی از یک سری استاندارد های بالا برخوردار است و فقط نکته اینجاست که انتظار ما از این سازنده و نام مس افکت خیلی خیلی بالا است و حق هم داریم چون دیده ایم چکار می توانند بکنند. ناسلامتی یکی از بازی های سال نسل هشتم کار همین سازنده است. سری Mass Effect بدون فرمانده شپرد محبوب و دوست داشتنی در عنوان Mass Effect: Andromeda  نتوانست آن طور که باید و شاید آن حال و هوای شاهکار مس افکت را به ما منتقل نماید ولی این دلیل نمیشود که بازی ضعیفی است و نباید بازی کنیم!! این بازی شاهکار نیست ولی بازی خیلی خیلی خوب و با کیفیتی است با یک کهکشان جدید و وسیع با تمرکز بر تعداد زیادی المان های نقش آفرینی به همراه یک گرافیک زیبا. به هر حال شاید داستان فرمانده شپرد به پایان رسیده باشد ولی ما کاملا آماده‎ایم که ماجراجویی های جدیدی را در این سری تجربه کنیم.

هر چه که باشد وجود نام شاهکار و خاطره انگیز Mass Effect بر روی یک بازی و نام بایوویر کافیست تا بدانیم این بازی از یک سری استاندارد های بالا برخوردار است و فقط نکته اینجاست که انتظار ما از این سازنده و نام مس افکت خیلی خیلی بالا است و حق هم داریم چون دیده ایم چکار می توانند بکنند. ناسلامتی یکی از بازی های سال نسل هشتم کار همین سازنده است. امیدوار هستیم که ۳ گانه اول این سری ریمستر و ریمیک شوند و در ادامه از سوی بایوویر باز هم با یک بازی نقش آفرینی در نهایت کیفیت و جذابیت و در اصل با یک Mass Effect واقعی و اصیل روبرو شویم که کیفیت ۳ گانه نخست را دارد اما این را هم خوب بدانید که نباید گول اراجیفی مثل Mass Effect: Andromeda ارزش بازی کردن ندارد را بخورید زیرا این بازی هنوز هم یک نقش آفرینی فوق العاده است. امیدوارم که باز هم طعم تجربه یک نسخه از سری شاهکار Mass Effect را بچشیم و در فضای بیکران کهکشان ها به دنبال سرنوشت خود سفر کنیم

Mass Effect: Andromeda المان ‎های شوتر سوم شخص را با مکانیک ‎های نقش‎ آفرینی به شکلی جذاب ترکیب کرد ولی خب از نظر کشش داستانی و شخصیت های اصلی اصلا و ابدا حتی نزدیک بازی های ۳ گانه اول نبود. داستان این فرنچایز همواره بسیار مهم و زیبا بوده است مخصوصا با دیالوگ ‎ها و سیستم انتخاب آن‎ ها که شخصیت شما در بازی را شکل می ‎داد، ولی در Mass Effect: Andromeda دیگر این سطح از کیفیت را شاهد نبودیم. امیدوار هستیم که ۳ گانه اول این سری ریمستر و ریمیک شوند و در ادامه از سوی بایوویر باز هم با یک بازی نقش آفرینی در نهایت کیفیت و جذابیت و در اصل با یک Mass Effect واقعی و اصیل روبرو شویم که کیفیت ۳ گانه نخست را دارد اما این را هم خوب بدانید که نباید گول اراجیفی مثل Mass Effect: Andromeda ارزش بازی کردن ندارد را بخورید زیرا این بازی هنوز هم یک نقش آفرینی فوق العاده است. امیدوارم که باز هم طعم تجربه یک نسخه از سری شاهکار Mass Effect را بچشیم و در فضای بیکران کهکشان ها به دنبال سرنوشت خود سفر کنیم.

۲ – Assassin’s Creed Unity تا همیشه پر از باگ و مشکل است

به خاطر یک دروغ بزرگ و دشمنی ابدی برخی با یوبیسافت (که واقفعا آدم حس می کند یوبیسافت حقشان را بالا کشیده است و با آن دشمنی خونی دارند) خودتان را از تجربه ی یکی از برترین بازی های جهان آزاد نسل هشتم با یکی از بهترین طراحی های محیط و داستان سرایی ها محروم نکنید. بله Assassin’s Creed Unity در زمان عرضه اش بسیار مشکل و باگ داشت که حتی آن را غیر قابل بازی می کردند ولی این موضوع چند ماه بعد از آن و با عرضه آپدیت های عظیم برای همیشه به فراموشی سپرده شد و این بازی تبدیل به یکی از بهترین عناوین جهان آزاد نسل هشتم شد که به معنای واقعی شما را به دل پاریس و انقلاب فرانسه می برد. Assassin’s Creed Unity به مانند دیگر عناوین اصلی این سری، عنوانی است در سبک اکشن ماجرایی و جهان آزاد که توسط Ubisoft ساخته شد و توسط همین کمپانی در سال ۲۰۱۴ برای پلتفرم های PlayStation 4, Xbox one و Microsoft Windows منتشر گردید.

به خاطر یک دروغ بزرگ و دشمنی ابدی برخی با یوبیسافت (که واقفعا آدم حس می کند یوبیسافت حقشان را بالا کشیده است و با آن دشمنی خونی دارند) خودتان را از تجربه ی یکی از برترین بازی های جهان آزاد نسل هشتم با یکی از بهترین طراحی های محیط و داستان سرایی ها محروم نکنید. بله Assassin’s Creed Unity در زمان عرضه اش بسیار مشکل و باگ داشت که حتی آن را غیر قابل بازی می کردند ولی این موضوع چند ماه بعد از آن و با عرضه آپدیت های عظیم برای همیشه به فراموشی سپرده شد و این بازی تبدیل به یکی از بهترین عناوین جهان آزاد نسل هشتم شد که به معنای واقعی شما را به دل پاریس و انقلاب فرانسه می برد

این نسخه از بازی در فرانسه و در شهر پاریس دنبال می شد و سازندگان به زیبایی داستان آن را با انقلاب فرانسه در هم آمیخته و مرتبط کرده بودند که همین موضوع بازی را بسیار جذاب تر کرده بود. در ابن نسخه کنترل شخصیتی به نام آرنو را بر عهده داشتیم که به واقع یکی از خوش تیپ ترین اساسین های این فرنچایز تاکنون محسوب می شود. Assassin’s Creed Unity به رغم جلوه های بصری و گرافیک هنری زیبا که به بهترین شکل شهر پاریس را به تصویر می کشید و البته تمامی دیگر بخش های بازی که فوق العاده بودند، گرافیک هنری Assassin’s Creed Unity معرکه است و پاریس در این بازی واقعا بی نظیر خلق شده است اما گرافیک فنی بازی و باگ های مرگبار و ترسناک آن، تنها دلیل عدم موفقیت این بازی زیبا نیز هست.

این را بدانید که همان طور که همیشه گفته ام (و با توجه به این که به تازگی هم یونیتی را پلات کردم)، ضعیف ترین بازی اساسین از نظر نمره، از بهترین بازی های جهان آزاد هم سبکش بهتر است و این دقیقا در مورد یونیتی صادق است

در واقع اگر بازی گرافیک فنی پر ایراد و مشکلات بسیار زیادی در این زمینه نداشت، بی شک یکی از برترین نسخه های تاریخ سری Assassin’s Creed بود که البته باید بگویم از نظر بنده هست زیرا که باگ ها و … با آپدیت ها خیلی بهتر شدند و تقریبا همگی رفع گشتند ولی خب این را هم نمی توان کتمان کرد که بهینه نبودن گرافیک فنی بازی ضربات جبران ناپذیری به آن زد و تقریبا آن را به یک عنوان ناموفق تبدیل کرد که از مجموع نقدها و امتیازاتی که دریافت کرد، نهایتا امتیاز متای ۷۰ را دریافت نمود که برای عنوانی از این سری فوق محبوب اصلا جالب نبود و بین عناوین اصلی این فرنچایز کمترین متا محسوب می شود (بعد از Assassin’s Creed Liberation که البته نسخه ای مخصوص کنسول دستی بود) ولی از طرفی هم این را بدانید که همان طور که همیشه گفته ام (و با توجه به این که به تازگی هم یونیتی را پلات کردم)، ضعیف ترین بازی اساسین از نظر نمره، از بهترین بازی های جهان آزاد هم سبکش بهتر است و این دقیقا در مورد یونیتی صادق است.

۱ – Death Stranding شبیه ساز پیاده روی است

مسخره ترین و مضحک ترین حرف ممکن در دنیای بازی ها لااقل در نسل هشتم این است! بله Death Stranfing گیم پلی بسیار خاصی دارد که مشابهی ندارد و پر از اکشن و کشت و کشتار و … نیست، ولی شبیه ساز پیاده روی؟ خجالت هم چیز خوبی است. این قدر کوته فکر؟ از کل این بازی فقط این دستگیرتان شده؟ البته خوب می دانید که کسی که این حرف را می زند دقیقا آن شخصی است که بازی را اصلا یک لحظه هم تجربه نکرده و یا فقط کلا ۲-۳ ساعت اولش را بازی کرده و آن را رها کرده است. اصلا هم فکر نکنید که حتی ذره ای روی آقای کوجیما مثل برخی تعصب دارم و یا آن قدر دیوانه ی متال گیر هستم که هر چه کوجیما بسازد بگویم شاهکار است. نه اصلا حتی نزدیک به چنین شخصی هم نیستم ولی عقل هم دارم و با هر چیزی منطقی برخورد می کنم و برای شخصی که کلی زحمت برای دنیای گیم کشیده است احترام بالایی قائلم و معتقدم که آقای کوجیما یکی از اساتید صنعت گیم است که همیشه کار متفاوتی را انجام داده است. خلاقیت در بازی های کوچک مستقل کار خیلی نیست (از نظر هزینه) ولی در یک بازیAAA  چندین میلیون دلاری بیایی و چنین ریسک هایی بکنی و چنین خلاقیتی را به کار بگیری و ترس نداشته باشی واقعا از شاهکار هم فراتر است. از همان اولش هم این بازی متفاوت و خاص بود و بعد از اولین نمایش Death Stranding هر کسی چه در سالن مراسم چه مثل ما پای اینترنت و پخش زنده در دل با خود می گفت “این دیگر چه بازی است؟ این که تمام رمز و راز بود. معنی این تریلر چه بود؟…” واقعا هم همین طور بود و یکی از پر رمز و راز ترین تریلرهای معرفی در تاریخ بازی های رایانه ای را شاهد بودیم که البته از استاد کوجیما بعید هم به نظر نمی رسید. در این مورد کاملا حق با ما بود زیرا این بازی حتی بعد از انتشارش هم کلی رمز و راز و سوال برای کاربران ایجاد کرد و داستان بی نظیر و شاهکار و پیچیده آن بدون شک یکی از اصلی ترین و شاید اصلی ترین نقطه قوت این بازی است.

مسخره ترین و مضحک ترین حرف ممکن در دنیای بازی ها لااقل در نسل هشتم این است! بله Death Stranfing گیم پلی بسیار خاصی دارد که مشابهی ندارد و پر از اکشن و کشت و کشتار و … نیست، ولی شبیه ساز پیاده روی؟ خجالت هم چیز خوبی است. این قدر کوته فکر؟ از کل این بازی فقط این دستگیرتان شده؟ البته خوب می دانید که کسی که این حرف را می زند دقیقا آن شخصی است که بازی را اصلا یک لحظه هم تجربه نکرده و یا فقط کلا ۲-۳ ساعت اولش را بازی کرده و آن را رها کرده است. اصلا هم فکر نکنید که حتی ذره ای روی آقای کوجیما مثل برخی تعصب دارم و یا آن قدر دیوانه ی متال گیر هستم که هر چه کوجیما بسازد بگویم شاهکار است. نه اصلا حتی نزدیک به چنین شخصی هم نیستم ولی عقل هم دارم و با هر چیزی منطقی برخورد می کنم و برای شخصی که کلی زحمت برای دنیای گیم کشیده است احترام بالایی قائلم و معتقدم که آقای کوجیما یکی از اساتید صنعت گیم است که همیشه کار متفاوتی را انجام داده است. خلاقیت در بازی های کوچک مستقل کار خیلی نیست (از نظر هزینه) ولی در یک بازیAAA  چندین میلیون دلاری بیایی و چنین ریسک هایی بکنی و چنین خلاقیتی را به کار بگیری و ترس نداشته باشی واقعا از شاهکار هم فراتر است

بازی Death Stranding در تاریخ ۸ نوامبر ۲۰۱۹ برابر با ۱۷ آبان ۱۳۹۸ برای پلی استیشن ۴ عرضه گردید. نشر این عنوان اکشن ماجرایی که توسط Kojima Productions ساخته شده بود را کمپانی Sony Interactive Entertainment برعهده داشت. Death Stranding با انجین قدرتمند دسیما که شاهکاری مثل هورایزن زیرو داون را خلق کرده است ساخته شد و این موضوع سبب گردید تا از لحاظ گرافیکی شاهد یک بازی بسیار قدرتمند باشیم و البته حضور کوجیما هم که همواره بازی هایش جزو برترین های نسل خود از لحاظ گرافیکی بوده اند، مزید بر علت است تا Death Stranding یکی از بهترین های نسل ۸ در حوزه گرافیکی باشد. Death Stranding از جهات مختلف اهمیت بسیار بالایی داشت. مخصوصا از این جهت که اولین بازی ساخته شده توسط کوجیما بعد از ترک کونامی و تاسیس استودیوی جدیدش است. Death Stranding یک بازی کاملا خاص است که هیچ عنوانی را تا کنون شبیه آن ندیده بودیم.Death Stranding توانست تا نظر مثبت منتقدین و همینطور بازیبازان را به خود جلب کرده و انتظارات را تا حد زیادی بر آورده کرد. منابع و مراجع مختلف و معتبر گیمینگ در دنیا اکثرا امتیازات خوبی را در نقد و بررسی Death Stranding به این بازی اختصاص دادند و این عنوان کاندید بازی سال ۲۰۱۹ نیز شد. این بازی در وبسایت متاکریتیک  امتیاز متای  ۸۲/۱۰۰ را در اختیار دارد که بیانگر عنوانی موفق و جذاب است. البته همان طور که قبلا نیز به این موضوع اشاره کرده ام خوب می دانید این متا به خاطر زیادی خاص بودن بازی است وگرنه بدون شک این عنوان یک شاهکار کامل در تمامی زمینه هاست و یک بازی و سبک جدید را به دنیای بازی ها آورد که تاکنون هرگز چیزی شبیهش را ندیده بودیم و همین موضوع هم سبب شد که برخی بازی را درست نفهمند و نمرات پایین به آن بدهند.

فکر می کنید آقای کوجیما نمی توانست از لج کونامی یک بازی شاهکار مخفی کاری در حد متال گیر بسازد و خیلی راحت نمرات ۱۰ را مثل متال گیر ۵ برای خودش ردیف کند و تحسین کل صنعت بازی را داشته باشد و باعث شود همه به کونامی گیر بدهند که چرا کوجیما را کنار گذاشت و …؟ چرا خیلی راحت می توانست ولی نکرد. چرا؟ چون می خواهد کار جدید بکند و نه یک کار تکراری مثل همیشه. کاری بکند که تا حالا کسی نکرده است و نکته هم اینجاست که با وجود انجام یک کار جدید بزرگ (که برای خیلی ها چون از تغییر می ترسند پذیرفته نیست و خیلی ها در برابرش موضع گرفتند)، باز هم عنوانش کاندید بازی سال شد. حالا شما از Death Stranding خوشت نمی آید هیج مشکلی نیست و اتفاقا من هم خیلی علاقه خاصی به آن ندارم، ولی این که بگویی شبیه ساز راه رفتن فقط خودت را مسخره کرده ای و سطح فکرت را نشان داده ای، چون چیزی ار ارزش و اعتبار کوجیما کم نمی شود

یکی از نکات بسیار خوشحال کننده در این بازی که از همان ابتدا باعث شد خیلی ها خوشحال شوند و مخصوصا علاقمندان سریال واکینگ دد و بازی کنسل شده سایلنت هیلز کلی کیف کنند، حضور دوباره نورمن ریدوس در Death Stranding بود که این بار با خیال راحت در بازی متعلق به استودیوی شخصی کوجیما حضور یافته است و دیگر سایه کونامی را بر سر بازی احساس نمی کرد. با خاطره بدی که برای وی در بازی Silent Hills رقم خورد، حضور دوباره نورمن ریدوس در این صنعت نشان از علاقمندی بالای او به حوزه بازی‏ های رایانه ‏‌ای و فعالیت در آن ها و البته علاقه اش به کوجیما داشت. فکر می کنید آقای کوجیما نمی توانست از لج کونامی یک بازی شاهکار مخفی کاری در حد متال گیر بسازد و خیلی راحت نمرات ۱۰ را مثل متال گیر ۵ برای خودش ردیف کند و تحسین کل صنعت بازی را داشته باشد و باعث شود همه به کونامی گیر بدهند که چرا کوجیما را کنار گذاشت و …؟ چرا خیلی راحت می توانست ولی نکرد. چرا؟ چون می خواهد کار جدید بکند و نه یک کار تکراری مثل همیشه. کاری بکند که تا حالا کسی نکرده است و نکته هم اینجاست که با وجود انجام یک کار جدید بزرگ (که برای خیلی ها چون از تغییر می ترسند پذیرفته نیست و خیلی ها در برابرش موضع گرفتند)، باز هم عنوانش کاندید بازی سال شد. حالا شما از Death Stranding خوشت نمی آید هیج مشکلی نیست و اتفاقا من هم خیلی علاقه خاصی به آن ندارم، ولی این که بگویی شبیه ساز راه رفتن فقط خودت را مسخره کرده ای و سطح فکرت را نشان داده ای، چون چیزی ار ارزش و اعتبار کوجیما کم نمی شود.

در اتتها باید خدمت شما عرض کنم که از این دروغ ها در دنیای بازی خیلی زیاد است و بنابراین قسمت دومی را هم برای این مقاله شاهد خواهید بود. از شما تشکر می کنم که این مقاله را مطالعه فرمودید



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

14 − دو =

شروع تماس
تماس با ما
سلام
چطور می توانم کمکتون کنم؟