بازی Inertial Drift
نقدها و نمرات بازی Inertial Drift
شهریور ۲۳, ۱۳۹۹
بازی No Straight Roads
فهرست تروفی‌های بازی No Straight Roads منتشر شد
شهریور ۲۳, ۱۳۹۹

نقد و بررسی بازی Kingdom of amalur re-reckoning

Kingdom of amalur

همیشه با خودم فکر می‌کردم عناوین نقش‌آفرینی هرچقدر هم خوب و باکیفیت باشند، در نهایت به دلیل گیم‌پلی بسیار طولانی و برخی ویژگی‌هایی که با سلیقه بسیاری از افراد جور درنمی‌آید،خسته‌کننده هستند و کم‌تر کسی ساعت‌ها پای این بازی‌ها وقت می‌گذارد تا پایان‌های مختلف آن را ببیند. وقتی Inventory شلوغ بازی‌های RPG را می‌دیدم و با صفحه کوئست پر از نوشته و ماموریت اصلی و فرعی مواجه می‌شدم ذره ذره از بازی دور می‌شدم و در حوصله خودم اتمام آن را نمی‌دیدم; این حالت وقتی استریم یک بازی نقش‌آفرینی را می‌دیدم یا یکی از دوستانم بازی می‌کرد و من نظاره‌گر بودم بیش‌تر می‌شد و از این سبک یک غول بی شاخ و دم که اتمامش صبر ایوب می‌خواهد ساخته بودم.

هر بازی می‌تواند در زندگی گیمری شما یک نقطه عطف باشد. یعنی شما قبل از شروع هر عنوانی باید خود را آماده کنید که شاید این بازی( جدای از نمره متا و تعریف دیگران و….) کل دیدگاهتان به یک سبک را تغییر دهد. مثلا من قبل از شروع Fable 3 اصلا علاقه‌ای به سبک نقش‌آفرینی نداشتم و از آن دوری می‌کردم. اما بدون هیچ اطلاع قبلی و فقط چون از کاور آن خوشم آمده بود بازی را شروع کردم و ساعت به ساعت بیش از پیش دوسش داشتم. زمانی نمرات بازی را دیدم که ۳۰ ساعت از بازی من گدشته بود و آن متای زرد کوچک‌ترین ارزشی برایم نداشت. این بازی چنان لذتی به من از این سبک تزریق کرد که کل دیدگاه من به این نوع بازی‌ها تغییر کرد; تقریبا کاری که فوتبال ۹۸ پلی‌استیشن یک با من کرد و از آن روز تا به الان عاشقانه فوتبال را دوست دارم.

هر بازی می‌تواند در زندگی گیمری شما یک نقطه عطف باشد. یعنی شما قبل از شروع هر عنوانی باید خود را آماده کنید که شاید این بازی( جدای از نمره متا و تعریف دیگران و….) کل دیدگاهتان به یک سبک را تغییر دهد. مثلا من قبل از شروع Fable 3 اصلا علاقه‌ای به سبک نقش‌آفرینی نداشتم و از آن دوری می‌کردم. اما بدون هیچ اطلاع قبلی و فقط چون از کاور آن خوشم آمده بود بازی را شروع کردم و ساعت به ساعت بیش از پیش دوسش داشتم. زمانی نمرات بازی را دیدم که ۳۰ ساعت از بازی من گدشته بود و آن متای زرد کوچک‌ترین ارزشی برایم نداشت

راستش را بخواهید بعد از Fable 3 کم‌تر بازی RPG به دلم می‌نشست و مدام آن‌ها را با Fable مقایسه می‌کردم. هرچقدر هم از نظر بقیه این بازی ضعیف بود برای من که سه بار به اتمامش رسانده بودم اصلا هم بازی بدی نبود. Dragon Age Inquisition را که بازی کردم بازهم این علاقه در دل من جان گرفت و با Witcher 3 حسابی جای پایش را محکم کرد. هرچقدر هم این دوبازی فوق‌العاده و سراسر لذت را دوست داشتم، هنوز جای طراحی‌های فانتزی Fable در آن‌ها خالی بود. امروز می‌خواهم عنوانی نقش‌آفرینی را برایتان بررسی کنم که بعد از ۸ سال ریمستر شده و حسابی هم فانتزی است. با نفد و بررسی بازی Kingdom Of Amalur:Re-Reckoning همراه ما باشید.

داستان این بازی در عین سادگی، پیچیدگی‌های خاص خودش را دارد و شما را تا پایان پای خود نگه می‌دارد. در واقع هر ماموریت شما را به سمت کوئست بعدی می‌کشاند و در زمانی که فکر می‌کنید داستان بازی در حال افت کردن است، یک دیالوگ یا یک اتفاق جالب ورق را برمی‌گرداند و به شما ثابت می‌شود اشتباه می‌کردید. در کنار داستان اصلی بازی که شخصیت‌پردازی خوبی دارد و حتی با شخصیت‌هایی چندین بار برخورد می‌کنید و می‌توانید بیش‌تر از آن‌ها و گذشته‌شان اطلاعات کسب کنید و بیش‌تر در بطن داستان قرار بگیرید. اصطلاحات خاصی که در بازی به کار می‌رود و در واقع گویای داستان و شخصیت‌ها هستند به خوبی چندین بار توضیح داده می‌شوند.

داستان این بازی در عین سادگی، پیچیدگی‌های خاص خودش را دارد و شما را تا پایان پای خود نگه می‌دارد. در واقع هر ماموریت شما را به سمت کوئست بعدی می‌کشاند و در زمانی که فکر می‌کنید داستان بازی در حال افت کردن است، یک دیالوگ یا یک اتفاق جالب ورق را برمی‌گرداند و به شما ثابت می‌شود اشتباه می‌کردید. در کنار داستان اصلی بازی که شخصیت‌پردازی خوبی دارد و حتی با شخصیت‌هایی چندین بار برخورد می‌کنید و می‌توانید بیش‌تر از آن‌ها و گذشته‌شان اطلاعات کسب کنید و بیش‌تر در بطن داستان قرار بگیرید

بازی داستان شخصیتی به نام Fateless One را روایت می‎‌کند. شما قبل از شروع بازی مرده‌اید اما در چاهی به نام Well Of Souls زنده می‌شوید و هیچ چیز هم به خاطر نمی‌آورید. بعد از صحبت با یک Gnomsih متوجه می‌شوید چاهی که شما در آن زنده شدید، توسط دانشمندی به نام Hugues اداره می‌شده و آزمایشاتی را در آن اجرا کرده است و همین ازمایشات باعث زنده شدن شما شده و شما نیز اولین و تنها فردی هستید که Well Of Souls برایش جواب داده است. هم‌چنین متوجه می‌شوید جنگی به نام Crystal War در منطقه Amalur و بقیه قلمروهای همسایه توسط Tuatha Deohn، پادشاه Faeها که خواهان مرگ همه نژادهای میرا است راه افتاده. Faeها نژادهای Immortal هستند که اگر چه زمانی می‌میرند، اما گوهر وجودی‌شان را به بقیه منتقل می‌کنند و باعث تکرار مداوم گذشته می‌شوند.

بعد از ملاقات با پروفسور Hugues طولی نمی‌کشد که Tuathها به آزمایشگاه حمله کرده و دکتر به شما می‌گویند هدف اصلی آن‌ها از جنگ نه تنها کشتن همه نژادهاست که می‌خواهند Well Of Souls که می‌تواند کلید نامیرایی باشد را تصاحب کنند. او سریعا Agarth را به شما معرفی می‌کند; یک Fateweaver که می‌تواند آینده افراد را بخواند. بعد از ملاقات با او در کمال تعجب می‌بینید که هیچ آینده‌ای برای شما نیست و شما تنها موجود جهان هستید که همچین ویژگی دارید. در نهایت شما باید با پیوستن به یکی از Factionهای بازی و جنگ با Faeها و دشمنان نژادهای Mortal که همگی توسط پادشاه Deohn شست و شوی مغزی شده‌اند، آینده خود را رقم بزنید. هرچند در نهایت بازی یک پایان واحد دارد، اما مسیری که شما آینده را رقم می‌زنید و حتی سرنوشت بقیه را تغییر می‌دهید بسیار لذت‌بخش است.

بازی داستان شخصیتی به نام Fateless One را روایت می‎‌کند. شما قبل از شروع بازی مرده‌اید اما در چاهی به نام Well Of Souls زنده می‌شوید و هیچ چیز هم به خاطر نمی‌آورید. بعد از صحبت با یک Gnomsih متوجه می‌شوید چاهی که شما در آن زنده شدید، توسط دانشمندی به نام Hugues اداره می‌شده و آزمایشاتی را در آن اجرا کرده است و همین ازمایشات باعث زنده شدن شما شده و شما نیز اولین و تنها فردی هستید که Well Of Souls برایش جواب داده است. هم‌چنین متوجه می‌شوید جنگی به نام Crystal War در منطقه Amalur و بقیه قلمروهای همسایه توسط Tuatha Deohn، پادشاه Faeها که خواهان مرگ همه نژادهای میرا است راه افتاده

همان‌طور گه گفتم داستان بازی به نظر ساده است، اما آنقدر جزئیات دارد و گوشه‌ کنارش نکته دارد که آن را واقعا دوست خواهید داشت. حتی از داستان‌های ماموریت‌های فرعی هم نباید بگذرید، زیرا گاها نکات داستانی مهمی در آن‌هاست که به داستان اصلی هم ربط دارند و بسیار روشن‌کننده هستند. جهان بازی آنقدر گسترده و پرنکته است که در جای جایش می‌توایند یک ماموریت فرعی یا یک دست‌نوشته پیدا کنید و خود را کاملا در داستان و به جای شخصیت اصلی قرار بدهید و تصمیم بگیرید.

با قاطعیت می‌گویم، Kingdom Of Amalur یک RPG تمام عیار است. یعنی اگر می‌خواستم بازی اصلی را بررسی کنم و نمره بدهم نتیجه بسیار بهتر بود و خوشبختانه ایراد خاصی به گیم‌پلی لذت‌بخش بازی وارد نیست. شروع بازی چندان جذاب نیست و شاید هم خیلی کلیشه‌ای باشد، اما در ادامه که وارد جهان بازی می‌شوید و به خصوص مبارزات را می‌بینید قطعا شگفت زده می‌شوید. جهان گسترده بازی شما را مداما به جست و جو وا می‌دارد و بسیار پیش می‌آید که یک Chest ساده حاوی مواد باارزشی باشد و با گشتن در دنیای بازی، چیزهایی را پیدا کنید که در مدت زمان کوتاهی ظاهرتان به کل عوض شد و صاحب Armor و سلاح‌های بسیار قدرتمندتری شوید. می‌توانید با بسیاری از NPCها صحبت کنید و به وفور ماموریت‌های فرعی ساده و سخت را قبول کنید.

با قاطعیت می‌گویم، Kingdom Of Amalur یک RPG تمام عیار است. یعنی اگر می‌خواستم بازی اصلی را بررسی کنم و نمره بدهم نتیجه بسیار بهتر بود و خوشبختانه ایراد خاصی به گیم‌پلی لذت‌بخش بازی وارد نیست. شروع بازی چندان جذاب نیست و شاید هم خیلی کلیشه‌ای باشد، اما در ادامه که وارد جهان بازی می‌شوید و به خصوص مبارزات را می‌بینید قطعا شگفت زده می‌شوید. جهان گسترده بازی شما را مداما به جست و جو وا می‌دارد

مبارزات بازی در حد یک بازی Hack’n Slash زیبا هستند. دوربینی که در مبارزات فعال می‌شود، در حالت عادی قابل استفاده نیست و این یعنی سازندگان توجه ویژه‌ای به این بخش داشته‌اند. اگر بازی را روی درجه سختی بالاتری از نرمال تجربه کنید متوجه چالش آن می‌شوید. دوربین در مبارزات دورتر می‌رود تا شما تمرکز بیش‌تری به دشمنان داشته باشید. می‌توانید گارد بگیرید، جاخالی دهید و حتی Counter Attack کنید. تعجب خواهید کرد اگر بدانید حتی کمبوهایی برای سلاح‌های مختلف شما تعریف شده و شما می‌توانید با استفاده از آن‌ها مبارزات بسیار زیباتری ببینید. در نهایت شما دارا قابلیتی به نام Reckoning Mode هستید که درجه تکرار مبارزات را به صفر می‌رساند.

در حالت Reckoning که بعد از چند ضربه مداوم و بدون دریافت ضربه فعال می‌شود( البته کار راحتی نخواهد بود) محیط بازی شبیه به حالت Rage بازی God Of War 3 می‌شود و شما دارای قدرت خاصی خواهید شد که ضرباتتان Damage بسیار بیش‌تری وارد می‌کند و اگر در اواخر مبارزه کلید خواسته شده را در کنار یکی از دشمنان در حال مرگ بزنید، Finisher شما فعال می‌شوید و بسته به عملکردتان در اجرای این حرکت( میزانی که می‌توانید QTE را در زمان خواسته شده اجرا کنید) XP چندبرابر دریافت می‌کنید. از XP ها می‌توایند برای افزایش Level و در نهایت بالا بردن مهارت‌های خود در درخت مهارت بازی استفاده کنید.

مبارزات بازی در حد یک بازی Hack’n Slash زیبا هستند. دوربینی که در مبارزات فعال می‌شود، در حالت عادی قابل استفاده نیست و این یعنی سازندگان توجه ویژه‌ای به این بخش داشته‌اند. اگر بازی را روی درجه سختی بالاتری از نرمال تجربه کنید متوجه چالش آن می‌شوید. دوربین در مبارزات دورتر می‌رود تا شما تمرکز بیش‌تری به دشمنان داشته باشید. می‌توانید گارد بگیرید، جاخالی دهید و حتی Counter Attack کنید. تعجب خواهید کرد اگر بدانید حتی کمبوهایی برای سلاح‌های مختلف شما تعریف شده و شما می‌توانید با استفاده از آن‌ها مبارزات بسیار زیباتری ببینید

در بازی شش Faction وجود دراد که شما با پیوستن به هر یک می‌توانید مسیر داستانی و جوایز مختلفی را تجربه کنید. ماموریت‌های اصلی بازی جدای از ماموریت‌های این فرقه‌ها هستند; اما از آنجا که بیش‌تر اتفاقات بازی به هم ربط دارند، می‌توانند مسیر اصلی داستان هم برای شما لذت‌بخش‌تر کنند. جدای از تاثیرات آن‌ها بر داستان اصلی( هرچند پایان بازی نامتغیر است) شما در پایان هر ماموریت هر فرقه، جایزه‌ای را دریافت می‌کنید. این جوایز می‌تواند در مهارت‌های شما تاثیر بسزایی داشته باشد. مثلا می‌تواند Endurance شما را ۱۰ درصد زیاد کند یا دقت شما را در مبازات افزایش دهد. این تغییرات شاید در ابتدا چندان چشم‌گیر نباشد، اما وقتی چند ماموریت مختلف را انجام می‌دهید و افزایش مهارت‌ها را می‌بینید، کاملا تغییرات را لمس خواهید کرد.

تنها نکته منفی در مورد گیم‌پلی درخت مهارت‌های بازی است. فکر نکنید این مورد ضعیف کار شده یا بسیار ساده و سرسری است; اتفاقا برعکس، این را می‌گویم چون این سیستم بازی تقریبا پیچیده است و ممکن است برای تازه‌کاران مشکل‌ساز باشد. اگر قبلا چنین عناوینی بازی نکرده‌اید، آشنایی با این قسمت از بازی کمی زمان خواهد برد، اما زمانی که کاملا با آن آشنا می‌شوید تبدیل می‌شود به یکی از نکات خوب بازی. معتقدم امکان داشت که درخت مهارت‌ها ساده‌تر باشد و مثلا مانند Dragon Age:Inquistion در عین پیچیدگی، ملموس باشد; اما متاسفانه کمی این سیستم خشک است و باید با دقت موارد مختلف آن را بخوانید تا متوجه شوید بهتر است پوینت‌ها را چگونه استفاده کنید. استفاده از جادوها هم در مبارزات یکی از ارکان اصلی گیم‌پلی بازی است که در درخت مهارت توجه ویژه‌ای به آن شده و دو شاخه منحصر به فرد را به خود اختصاص داده است.

در بازی شش Faction وجود دراد که شما با پیوستن به هر یک می‌توانید مسیر داستانی و جوایز مختلفی را تجربه کنید. ماموریت‌های اصلی بازی جدای از ماموریت‌های این فرقه‌ها هستند; اما از آنجا کهع بیش‌تر اتفاقات بازی به هم ربط دارند، می‌توانند مسیر اصلی داستان هم برای شما لذت‌بخش‌تر کنند. جدای از تاثیرات آن‌ها بر داستان اصلی( هرچند پایان بازی نامتغیر است) شما در پایان هر ماموریت هر فرقه، جایزه‌ای را دریافت می‌کنید. این جوایز می‌تواند در مهارت‌های شما تاثیر بسزایی داشته باشد

Kingdom Of Amalur: Re-Reckoning یکی از فانتزی‌ترین گرافیک‌های نسل هشتم را دارد. نگاه کردن به بازی، اگر توقع یک گرافیک واقعی را نداشته باشید حس خوبی را به شما می‎‌دهد و به خصوص رنگ‌های شاد بسیار چشم‌گیر هستند و کلا فضای بازی با وجود جنگ و درگیری‌ها، رنگ‌بندی شادی دارد. بعید می‌دانم بازی نقش‌آفرینی تا این حد فانتزی را حالا حالاها بتوانید تجربه کنید و لذا تجربه این بازی را از دست ندهید. فریم‌ریت بازی هم با آن‌که بعضی صحنات شلوغ می‌شود، کاملا ثابت است و بازی از این نظر مشکلی را در خود نمی‌بیند. در طول تجربه‌ام از بازی به باگ‌هایی برخوردم که اگر در پیشروی بازی تاثیری نداشته‌اند از آن به عنوان مشکل یاد نمی‌کردم. مثلا دوبار شخصیت من در گوشه‌ای گرفتار شد و مجبور شدم بازی را مجددا لود کنم. مشکلات فنی از این قبیل قطعا با آپدیت برطرف می‌شوند اما در حال حاظر وجود دارند.

کیفیت بافت‌های بازی با وجود آن که طراحی بازی فانتزی است، چندان در نسل هشتم راضی‌کننده نیستند و فقط کمی نسبت به نسخه اصلی پیشرفت کرده‌اند. نورپردازی مهم‌ترین قسمت از بازی است که پیشرفت خوبی به خود دیده، اما کیفیت بصری کلی بازی پیشرفت چندانی نداشته و متاسفانه کار اصلی Remaster هم همین است که سازندگان به خوبی از عهده آن برنیامده‌اند. سایه‌ها حتی در بالاترین کیفیت هم در همان حد نسل هفتم باقی می‌مانند و اگر بازی را از قبل تجربه کرده باشید، بعید است از این میزان پیشرفت کم گرافیک بازی راضی شوید. کیفیت انیمیشن‌های بازی در حد متوسط باقی مانده‌اند و به کل از این قسمت انتظارات بیش‌تری می‌رفت.

کیفیت بافت‌های بازی با وجود آن که طراحی بازی فانتزی است، چندان در نسل هشتم راضی‌کننده نیستند و فقط کمی نسبت به نسخه اصلی پیشرفت کرده‌اند. نورپردازی مهم‌ترین قسمت از بازی است که پیشرفت خوبی به خود دیده، اما کیفیت بصری کلی بازی پیشرفت چندانی نداشته و متاسفانه کار اصلی Remaster هم همین است که سازندگان به خوبی از عهده ان برنیامده‌اند. سایه‌ها حتی در بالاترین کیفیت هم در همان حد نسل هفتم باقی می‌مانند و اگر بازی را از قبل تجربه کرده باشید، بعید است از این میزان پیشرفت کم گرافیک بازی راضی شوید

موسیقی در بازی Kingdom Of Amalur: Re-Reckoning بسیار خوب عمل می‌کند و بیش‌تر آن را قطعات آرامش‌بخش تشکیل می‌دهد و در مبارزات ریتم‌آهنگ تندی را شاهد هستیم که تم حماسی خاصی به آن می‌بخشند. صداگذاری شخصیت‌ها هم انصافا زحمت زیادی را از سازندگان گرفته و تقریبا بیش‌تر NPCها هم صدای خاص خودشان را دارند و در ادای دیالوگ‌ها اصلا آماتور نیستند. شخصیت‌های اصلی هم در قسمت‌های مختلف به خوبی احساسات را در صدایشان دخیل می‌کنند و بازی در این موارد اصلا ضعیف کار نمی‌کند.

Kingdom Of Amalur: Re-Reckoning یک بازی RPG بسیار زیباست. گیم‌پلی به خصوص در بخش مبارزات بسیار خوش می‌درخشد. گرافیک فانتزی بازی آن را برای هر گیمری جذاب و دلچسب خواهد کرد و تنها نکته منفی بزرگ آن پیشرفت بسیار کم بخش بصری نسبت به نسخه اصلی بازی است. اگر دنبال یک بازی نقش‌آفرینی لذت‌بخش و اعتیادآور هستید، این عنوان را از دست ندهید.

منبع : گیمفا


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یازده − شش =

شروع تماس
تماس با ما
سلام
چطور می توانم کمکتون کنم؟